مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!

در طلوع عشق می خواهم که مهمانم شوی

چهارشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۱۳ ق.ظ

در طلوع عشق می خواهم که مهمانم شوی

تا سحر در خلوتم مهمان دستانم شوی

پا گذاری در شب خالی و تنهای دلم

تا سپیده روشنایی بخش چشمانم شوی

گُر بگیرم در تبت از گرمی آغوش تو

در زمستان چون بهاران باغ و بستانم شوی

می نویسم از دو چشمت تا بدانی عاشقم

دوست دارم امشبی مست و غزلخوانم شوی

خواستم تا که بمانی در کنارم لحظه ای

باز یکبار دگر هم عهد و پیمانم شوی

"آمدی جانم به قربانت"، ولی در هر قدم

دل شکستی ، کاشکی اینبار درمانم شوی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۳۱
محمد 93

عشق

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی