مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!

آخرین مطالب

۱۵۰ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

از ستم کردن اجتناب کنید

   زیرا نفرین مظلوم زود دامنگیر میشود..

"امام حسن عسکری(ع)"

.

.

روز محشر که جانگداز بود

   اولین پرسش از نماز بود

"سعدی"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۹:۰۸
محمد 93

اگر ایده ی خوبی داری، به کارش گیر،

نه فقط به دلیل اینکه کاری انجام داده باشی،

بلکه به این خاطر که اتاق ذهنت را برای پر شدن توسط ایده ای تازه باز کرده باشی....

"مینگ دائو دِنگ"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۹:۰۱
محمد 93

دوست داشتن که عیب نیست بابا جان

دوست داشتن دل آدم را روشن می کند ...

اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه می کند .

اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت ،

بزرگ هم که شدی ...

آماده دوست داشتن چیزهای خوب ،

و زیبای دنیا هستی ...

دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است ،

اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز می شوند ،

اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده می شوند ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۸:۵۹
محمد 93

اندیشیدن

برای حرف زدن

و حرف زدن

برای اندشیدن

برای نداشتن چیزی برای گفتن

برای نداشتن چیزی برای اندیشیدن

اندیشیدن و آنگاه حرف زدن

حرف زدن و آنگاه اندیشیدن

بخاطر بی اندیشگی

بخاطر بی حرفی

اندیشیدن گفته ها

و گفتن اندیشه ها

و عمل به اندیشه ها

برای گفتنشان

برای نداشتن چیزی برای گفتن

برای نداشتن چیزی برای اندیشیدن

بخاطر زند گی

بخاطر ناتوانی مرگ

بخاطر تهیا

بخاطر دلواپسی

و نیز تنها بودن ...

"احمدشاملو"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۸:۵۴
محمد 93

سلام بر آن مدافع بی یاور

سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده..

سلام بر آن گونه خاک آلوده..

سلام بر آن بدن جامه به غنیمت رفته

سلام بر آن دندان هایی که با چوب خیزران زده شده..

سلام بر ان سر بالای نیزه رفته..

01980515162877410779.jpg

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۸:۴۷
محمد 93

هرگز فرصت

گفتن "دوستت دارم"

به عزیزانت را از دست مده..

"براون"

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۹:۲۹
محمد 93

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد

شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت

کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟

چه می‌کنی اگر او را که خواستی یک عمر

به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ...

رها کنی، برود، از دلت جدا باشد

به آنکه دوست‌ترش داشته ... به آن برسد

رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند

خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری

که هق هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که ... نه! نفرین نمی‌کنم که مباد

به او که عاشق او بوده‌ام زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود

خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۹:۲۷
محمد 93

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۹:۲۳
محمد 93

چشمان پرنده را که از او بگیرند،

پروازش بی نهایت می شود.

چشمهایم در رست توست.

بی نهایتم باش.

(سیدعلی صالحی)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۹:۱۹
محمد 93

چرا مردم نمی دانند

که لادن اتفاقی نیست

نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز است ؟

چرا مردم نمی دانند

که در گلهای ناممکن هوا سرد است؟

سهراب سپهری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۹:۱۷
محمد 93