مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!

بایگانی

۹۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

در طلوع عشق می خواهم که مهمانم شوی

تا سحر در خلوتم مهمان دستانم شوی

پا گذاری در شب خالی و تنهای دلم

تا سپیده روشنایی بخش چشمانم شوی

گُر بگیرم در تبت از گرمی آغوش تو

در زمستان چون بهاران باغ و بستانم شوی

می نویسم از دو چشمت تا بدانی عاشقم

دوست دارم امشبی مست و غزلخوانم شوی

خواستم تا که بمانی در کنارم لحظه ای

باز یکبار دگر هم عهد و پیمانم شوی

"آمدی جانم به قربانت"، ولی در هر قدم

دل شکستی ، کاشکی اینبار درمانم شوی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۱۳
محمد 93

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۵
محمد 93

قاصدک هاى پریشان را که با خود ، باد برد

با خودم گفتم مرا هم می‌توان از یاد برد

ای که می‌پرسی چرا نامی ز ما باقی نماند

سیل وقتی خانه‌ای را برد ، از بنیاد برد

عشق می‌بازم که غیر از باختن در عشق نیست

در نبردی اینچنین هرکس به خاک افتاد ، برد

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۵
محمد 93

در ره پر خطر عشق بتان بیم

سر است

بر حذر باش در این راه که سر

در خطر است

پیش از آنروز که میرم جگرم

را بشکاف

تا ببینی که چه خونها ز توام

در جگر است

چه کنم با دل خودکام بلا

دوست که او

میرود بیشتر آنجا که بلا

بی‌سپر است

وحشی بافقی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۴۶
محمد 93

زندگی بوی خوش نسترن است

بوی یاسی است که گل کرده به دیوار

نگاهِ من و تو

زندگی خاطره است

زندگی خنده یک شاپرک است بر گل ناز

زندگی رقص دل انگیز خطوط لب توست

زندگی شیرین است


#سهراب_سپهرى

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۴۳
محمد 93

امروز روز عیـد خداونـد کبــریاست

عید فرشتگــان خـدا عیـد انبیاست

عید محمّد عید علی عید فاطمه

عید ائمه، عیـد امـم، عید اولیـاست

عید ولایت برعاشقان مبارک

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۶
محمد 93

در این زمانه

آدمها …!

حتی حوصله ندارند

به حرفهای سر زبانی یکدیگر گوش دهند …

چه برسد به اینکه بخواهند

سطر سطر روح ِ تــو را بخوانند …

در واژه نـامـه ی مجـازی ..!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۲
محمد 93

فصلی در راه است

با اشک هایی که هنوز بر گونه خیابان نیفتاده

خشک میشوند...

و عشق...

پنهانی ترین راز پاییز است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۰
محمد 93

صحبت وصل تو می کردم و دل گفت: خموش

که چرا می کنی اندیشه واهی گاهی؟!

(خاکسار ابهری)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۲۹
محمد 93

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوختگل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۴۳
محمد 93