دست های تو هرکجا که باشند
سه شنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۰۷ ق.ظ
دست های تو هر کجا که باشند
باز هم گره ها را محکم تر می کنند
من باز می مانم
از گشتن و سرگیجه گرفتن
بی آنکه بدانم
این رازی که تو با خودت برده ای
کدام سمت زندگی را روشن می کرد ؟
من باز می مانم
و دامن آبی ام را جمع می کنم
بفهمی دریا
همین خانه ی کوچک بود ..
و چشم هایم را
از هزارتوی آینه بیرون می کشم
بفهمی
تنهایی چگونه یکباره
زندگی ات را غرق می کند ...
"احمدشاملو"
۹۴/۰۵/۱۳