مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!
t.me/bagheri6298

بایگانی

۷ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

دو « فنجان قهوه ی داغ »

شنبه, ۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۳۶ ب.ظ

و چه قدر خسته‌ ام از «چرا؟»

از «چه گونه

خسته‌ام از سؤال‌ های سخت

پاسخ‌های پیچیده

از کلمات سنگین

فکرهای عمیق

پیچ‌های تند

نشانه‌های بامعنا، بی‌معنا

دلم تنگ می‌شود گاهی،

برای یک «دوستت دارم» ساده

دو « فنجان قهوه ی داغ »

سه « روز تعطیلی در زمستان »

چهار « خنده‌ ی بلند »

و پنج « انگشت » دوست داشتنی!

 

| مصطفی مستور |

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۳۶
محمد 93

باید با من حرف می زدی

جمعه, ۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۱۹ ب.ظ

باید با من حرف می زدی
من محتاجِ یک جمله بودم !
جمله ای از تو
که مرا از آغوشِ زنجیرهای نَنوشتن ،
 برَهاند ...
باید با من حرف می زدی
تا چیزی می نوشتم !
کلیدِ ادامه ی زندگی، در حنجره ی تو بود
در صدای تو !
تویی که در من ،
من را گُم کرده بودی ...


| سید محمد مرکبیان |

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۱۹
محمد 93

آنقَدَر عشقِ عذاب آورِ او شیرین است

جمعه, ۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۱۷ ب.ظ

آنقَدَر عشقِ عذاب آورِ او شیرین است

مانده ام لعنت و نفرین بِکنم یا که دعا

 

| محسن محمدی |

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۱۷
محمد 93

+ مرد باش، می فهمی؟

چهارشنبه, ۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۱۶ ب.ظ

+ مرد باش، می فهمی؟

_ مردها همیشه تا آخر عمر بچه اند، این یادت باشد.

+ هم بچه باش، هم مرد، اما مال من باش.

 

| سال بلوا / عباس معروفی |

 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۱۶
محمد 93

نامه ای که نوشتی هرگز نگرانم نکرد...

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۱۸ ب.ظ

نامه ای که نوشتی هرگز نگرانم نکرد...

گفته ای بعد از این مرا دوست نخواهی داشت!

اما...

نامه ات

چرا انقدر طولانی است؟

تمیز نوشته ایی...

پشت و رو دوازده برگ ؛

این خودش یک کتاب کوچک است!

هیچ کس برای خداحافظی

نامه ای چنین نمی نویسد!

نامه ات

نگرانم نکرد...

 

| هاینریش هاینه |

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۰۴ ، ۱۴:۱۸
محمد 93

تمام مردان این شهر شاعرند !

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۱۰ ب.ظ

تمام مردان این شهر شاعرند !

باور کن !!

حالا یکی شعر می نویسد ،

یکی نشانی تمام گل فروشی ها را می داند ،

یکی از سر کار زنگ می زند ،

و یکی هم 

لابلای خرید های روزانه

یک کرم مرطوب کننده دست می خرد !

تمام مردان این شهر شاعرند ،

و می دانند

زیباترین شعری که تاکنون 

یک مرد سروده است ،

خنده یک زن است ...

 

| مرتضی شالی |

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۰۴ ، ۱۳:۱۰
محمد 93

تنها نگران این بودم؛

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۰۹ ب.ظ

تنها نگران این بودم؛

که به جستجوی تو 

در دورترین کوچه ی دنیا

به خانه ات برسم

و تو به جستجویم رفته باشی !

چه غم‌بار

وقتی نمی دانی

گم کرده ای

یا گم شده ای...!

 

| معین دهاز |

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۰۴ ، ۱۳:۰۹
محمد 93