صدوبیست ونه129
تماشا کن و نبین
درک کن و نخند
منتظر باش و اشک نریز !
" حسین پناهی "
تماشا کن و نبین
درک کن و نخند
منتظر باش و اشک نریز !
" حسین پناهی "
همینجور که ساده نگاه کنی
یا اخمالو
حتا در خواب
گوشه های لبهات
می خندد ..
نگاهت می کنم .. نگاهت می کنم
و مست به خواب می روم ..
"عباس معروفی "
در تو
هزار مزرعه ی خشخاش تازه است .
آدم
به چشم های تو ,
معتاد می شود ...!
حمید مصدق
مگر دل تو گرفته؟ بغض ته صدای تو می گیرد؟
که چشمهای تو سگ دارد... که چشمهای تو می گیرد...
دل گرفته ی من رشت است، دل برشته ی من اهواز
که بر زمین تو می سوزد، که در هوای تو می گیرد..
تمام دار و ندار من، همین دل سگی است، آن هم
فقط به پای تو می خوابد، فقط برای تو می گیرد..
مرا که گم شده ام در مه، مرا که دور شدم از تو
نه چشم های تو می بیند، نه کفشهای تو می گیرد...
شهرام میرزایی
بگذار چیزی بینمان بماند
دری برای کوفتن
دیواری برای ریختن
کوهی برای کندن
دریایی برای غرق شدن
بگذار چیزی باشد تا به آن تن دهم
با “هیچ” چه کنم ؟
بگذار چیزی بینمان بماند
دستی برای گرفتن
قلبی برای تپیدن
چشمی برای دیدن
حرفی برای شنیدن
و عشقی برای پرستیدن
بی تو چه کنم ؟
این همه "دوستت دارم" را
برای کدام روز مبادا کنار گذاشته ای؟
باور کن مردگان
بوی گل را استشمام نمیکنند!
یوسف مهدوی فر
جوان که بودم از مردم چیزی میخواستم که نمیتوانستند بدهند:
"دوستیِ پیوسته، عاطفهی مدام"
حال یاد گرفتهام از آنها چیزی بخواهم کمتر از آنچه میتوانند بدهند:
"همنشینی بیکلام"
آلبر کامو
"دوستت دارم" را من، دلاویزترین شعرِ جهان یافته ام
این گلِ سرخِ من است
دامنی پر کن از این گل که دَهی هدیه به خلق
که بری خانه ی دشمن، که فشانی بر دوست
رازِ خوشبختیِ هر کس به پراکندنِ اوست...
" فریدون مشیری"
تو لطیفی آنقدر ...
که تظاهر به بهار اگر کنی ... ،
باران هم ...
فرشید فرهادی