مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!
t.me/bagheri6298

بایگانی

صدونوزده119

يكشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۵۱ ق.ظ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۳ ، ۰۸:۵۱
محمد 93

صدوهیجده118

جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ۰۳:۱۴ ب.ظ

اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است
تب می کنم عرق می کنم می لرزم
جان می دهم هزار بار
می میرم و زنده می شم پیش چشمهای تو تا بگویم دوستت دارم
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم
خیلی سخت است
اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است
و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم
و بعد راهم را بگیرم و بروم چون تازه فهمیدم
تو هرگز دوستم نداشتی...

* شل سیلور استاین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۱۴
محمد 93

صدوهفده117

جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ۰۳:۱۲ ب.ظ

زمین به خورشید پشت می کند
پنجره به ماه
و تو به من ...
اما هنوز
از خاطرات خیسی
که بر پلک هایم آویخته ای
آب می چکد !!
" آرمین یوسفی "

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۱۲
محمد 93

صدوشانزده116

چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۲۳ ق.ظ

‌مِثل سنگی که مُحکم به پیشانی ات می خورد ومی گُذرد ،

و فقط گیجی اش می ماند،

آن قدر بی حواس است اما،

که عَطرش را جا می گذارد ....

و تو با همین داغ است که دلت را گرم

و با همین داغ است که قهوه ات را دم

و با همین داغ است که گُر می گیری عاقبت یک شب

و درد می گیری و ...

نمی سوزی اما بو می کِشی

می خندی و دلَت یک سَنگ دیگر می خواهد.... .....

 

{ گلاره جمشیدی }

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۲۳
محمد 93

صدوپانزده115

چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۲۲ ق.ظ

اصلاً آمدیم و


هیچ کس تا همیشه 


دست هایش را با دست هایت قسمت نکرد


این همه سال انتظار


دلیل خوبی برای دست برداشتن از دست هایش نیست!؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۲۲
محمد 93

صدوچهارده114

دوشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۳، ۰۳:۲۵ ب.ظ


روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :

من می شناختم او را
نام تو راهمیشه به لب داشت
حتی
در حال احتضار
آن دلشکسته عاشق بی نام و بی نشان
آن مرد بی قرار
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
هر روز پای پنجره غمگین نشسته بود
و گفتگو نمی کرد
جز با درخت سرو
در باغ کوچک همسایه
شب ها به کارگاه خیال خویش
تصویری از بلندی اندام می کشید
و در تصورش
تصویر تو بلندترین سرو باغ را
تحقیر کرده بود
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
او پاک زیست
پاک تر از چشمه ای نور
همچون زلال اشک
یا چون زلال قطره باران به نوبهار
آن کوه استقامت
آن کوه استوار
وقتی به یاد روی تو می بود
می گریست
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
او آرزوی دیدن رویت را
حتی برای لحظه ای از عمر خویش داشت
اما برای دیدن توچشم خویش را
آن در سرشگ غوطه ور آن چشم پاک را
پنداشت
آلوده است و لایق دیدار یارنیست
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
آن لحظه ای که دیده برای همیشه بست
آن نام خوب بر لب لرزان او نشست
شاید
روزی اگر ...
چه ؟ او ؟
نه آه ...
نمی آید ...
" حمید مصدق "

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۲۵
محمد 93

صدوسیزده113

جمعه, ۳ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۱۴ ق.ظ


پیراهنت را از جلو می پوشم
تا مرا
در آغوش بکشد . . .


« احسان پرسا »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۱۴
محمد 93

صدودوازده112

جمعه, ۳ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۱۲ ق.ظ

پا به پا می‌کنی

خسته‌ای

اما باید بروی

می‌دانی که

بزرگترین سفر زندگی‌ات را هم

زمانی خواهی رفت

که از همیشه خسته تری

 

شهاب مقربین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۱۲
محمد 93

صدویازده111

پنجشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۱۷ ق.ظ

ای رفته ز دل .. رفته ز بر .. رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم …
سیمین بهبهانی ..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۳ ، ۰۹:۱۷
محمد 93

صدوده110

سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۳، ۰۸:۵۳ ب.ظ

از گنج های بهشت به شمار می روند

پنهان داشتن کارخیر

صبر بر بلاها

نیکوکاری

اظهار نکردن مصیبت ها

"حضرت علی (ع)"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۳ ، ۲۰:۵۳
محمد 93