شصت ونه69
من آب گذشته از سرم،می گویم..
من عاشقم،احمقم،خرم،می گویم!
انگار که چاره ای ندارم دیگر
من اسم تو را به مادرم می گویم
"جلیل صفربیگی"
من آب گذشته از سرم،می گویم..
من عاشقم،احمقم،خرم،می گویم!
انگار که چاره ای ندارم دیگر
من اسم تو را به مادرم می گویم
"جلیل صفربیگی"
ما چیزی فراتر از ارزش های مان هستیم
و وجودمان منحصر به ارزش ها نیست..
"رابینز"
عشق ،
بی پروا می وزد
و خوب می دانم
جهان ،
هرگز ،
مصون نخواهد ماند از عشق.
گاهی اوقات دلم تنگ طمع تلخ
اشک هایم می شود
و آرام می بارم و می نوشم …
گویی قهوه ای تلخ از جنس حقیقت می نوشم …
چه کسی می گوید قهوه تلخ است؟
قهوه در برابر روز گار تلخم شیرین ترین نوشیدنی عالم حساب می شود …
این پرچم سیاه همین بیرق و علم
حاکی ست با همیشه فضا فرق می کند
دارند بچه ها کتیبه به دیوار می زنند
حتی سروده ی شعرا فرق می کند
یک راست می روم سر اصل مصیبت ام
آقای من عزای شما فرق می کند...

بـــاران
آبرویم را خرید
شبیه مردی که گریه نمیکند
به خانه برگشتم
نیما معماریان
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف
خیمه عزا برپاست
قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستى سیه پوش عزاست
ماه خون و خروش و ماتم شد / ماه خون خدا محرم شد . . .
♦♦♦♦♦♦♦♦♦◘♦♦♦♦♦♦♦♦♦◘♦♦♦♦♦♦♦♦♦◘♦♦♦♦♦♦♦♦♦◘♦♦♦♦♦♦♦♦♦
هوایم داشت
رفته رفته خرابتر میشد
و اشک در چَشمانم
بیشتر ُ بیشتر
به گُمانم
شباهنگام
چیزی شبیه به تو
درونم
شروع به باریدن کرده بود ..
جمال ثریا