مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!
t.me/bagheri6298

بایگانی

خدایا..چه..

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ

خدایا ...
چه لحظه های زیادی که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست
چه لحظه های زیادی که مرا می فروشند و جز تو خریداری نیست
چه لحظه های زیادی که تنهایم و جز تو همراهی نیست
چه لحظه های زیادی که دوستم ندارند وعاشقی جز تو نیست
بار الهی با تمام قدرنشناسی هایم ، فراموشم نکن ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۸
محمد 93

دل بی تاب من ..

پنجشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ

دل بی تاب من با دیدنت آرام میگیرد

اگر دوری ز آغوشم نگاهم کام میگیرد

مرا گر مست میخواهی نگاهت را مگیر از من

که دل از ساقی چشمان مستت جام میگیرد

تو نوشین لب میان جمع خاموشی ولی چشمم

ز هر موج نگاه دلکشت پیغام میگیرد

مهدی سهیلی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۰
محمد 93

دروغگو

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۲۳ ب.ظ


اساساً آدمای دروغگو دو دسته ان؛

کسانی که میدونن دارن دروغ میگن و کسانی که به دروغی که میگن باور دارن....

یعنی دروغ شده جزو شخصیت و جونشون!

#مهران_مدیری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۲۳
محمد 93

بعضی ها خیلی مهربانند

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۱۸ ب.ظ


ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﭼﻬﺮﻩ ﺷﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯿﺴﺖ ...

ﺍﻣّـــــــــــﺎ ...

ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﭼﭗ ﺳﯿﻨﻪ ﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﭙﺪ ﺩﻝ ﻧﯿﺴﺖ،

ﺍﻗﯿــــﺎﻧــــﻮﺱ ﻣﺤﺒّـــﺖ ﺍﺳﺖ.

ﺑﻌﻀﯿﻬﺎ ﺗُﻦِ ﺻﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯿﺴﺖ ...

ﺍﻣّــــــــــﺎ ...

ﺳﺨﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ، ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻭﯼ ﮐﻼﻣﺸﺎﻥ ﻏﺮﻕ ﻣﯿﺸﻮﯼ

ﺑﻌﻀﯿﻬﺎ ﻗﺪ ﻭ ﻗﺎﻣﺘﺸﺎﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﯿﺴﺖ ...

ﺍﻣّــــــــــﺎ ...

ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺐ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ

ﺑﻌﻀﯿﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﺍﻣّـــــــــﺎ ...

ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ، ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﺍﻣﺶ

ﻣﯿﺮﺳﯽ

ﻓﻘﻂ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ .

ﺛﺮﻭﺕ، ﺷﻬﺮﺕ، ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺟﻤﺎﻝ ...

ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺩﯼ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ

ﻓﻘﻂ ﻗﻠﺐ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۸
محمد 93

اشتباه کردن

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۱۵ ب.ظ


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۵
محمد 93

روزی فراموش خواهیم کرد..

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۴۵ ب.ظ


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۵
محمد 93

تقلب می کنیم

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۴۵ ب.ظ


ما قلمه می زنیم

امید را به گیاه عمر

و شخم می زنیم دل را از غم جدایی به پیوند

در کلاسهای دیروز

در نیمکتهای امروز دل می خوانیم

انگار طرح لبخند کسی را کپی کرده اند

تقلب می کنیم

آری!

اما نه تنها، که با هم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۵
محمد 93

خدایا ببخش..

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۴۲ ب.ظ

گـاهـی اگــر دعـایت مسـتجاب نشـد، بـرو و گــوشـه ای بنـشـیـن...

زانـوهـایـت را بغـل بگـیـر و یک دل سـیـر گــریـه کـن...

شــایـد لازم باشــد میـان گــریه هـایـت بگــویی

.:: اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا ::.

خــدایا! ببخـش آن گـناهـانم را کـه دعــایم را حــبـس کــرده اسـت...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۲
محمد 93

ذهن مانند آب است

دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۱۰ ب.ظ


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۱۰
محمد 93

داستانک

دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ

مسجدی در همسایگی مشروب فروشی قرار داشت

و امام جماعت آن مسجد در خطبه هایش هر روز دعا می کرد:

"خداوندا زلزله‌ای بفرست تا این میخانه ویران شود ."

روزی زلزله آمد و دیوار مسجد روی میخانه فرو ریخت

و میخانه ویران شد. صاحب میخانه نزد امام جماعت رفت

و گفت: "تو دعا کردی میخانه من ویران شود پس باید خسارتش را بدهی !"

امام جماعت گفت: "مگر دیوانه شدی،

مگر می شود با دعای من زلزله بیاید و میخانه‌ات خراب شود !"

پس هر دو به نزد قاضی رفتند.

قاضی با شنیدن ماجرا گفت:

"در عجبم که صاحب میخانه به خدای تو ایمان دارد،

ولی تو که امام جماعت هستی به خدای خود ایمان نداری ...!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۸
محمد 93