مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاضل نظری» ثبت شده است

هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد

آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد

گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم

به پریشانى گیسوى تو سوگند نشد

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند

تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من

مثل زخمى که لبش باز به لبخند نشد

دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند

بلکه چون برده مرا هم بفروشند نشد

فاضل نظری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۰
محمد 93

هر روز

بیشتر به تو دلبسته می شوم ....

عشق از شناخت می گذرد اتفاق نیست !!!



فاضل نظری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۰:۱۸
محمد 93

قاصدک هاى پریشان را که با خود ، باد برد

با خودم گفتم مرا هم می‌توان از یاد برد

ای که می‌پرسی چرا نامی ز ما باقی نماند

سیل وقتی خانه‌ای را برد ، از بنیاد برد

عشق می‌بازم که غیر از باختن در عشق نیست

در نبردی اینچنین هرکس به خاک افتاد ، برد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۰:۲۰
محمد 93

انگارکه ازمشت قفس رستی ورفتی

یکباره به روی همه دربستی ورفتی

هرلحظه ی همراهی ماخاطره ای بود

اماتوبه یک خاطره پیوستی ورفتی

نفرین به وفاداری
ات ای دوست که بامن

پیمان سرپیمان شکنی بستی ورفتی

جاماندن تصویرتودرسینه ی من!آه!

این آیینه راآه که نشکنی ورفتی

#فاضل نظری

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۴۱
محمد 93

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست

این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی ست

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد

تنها دوای درد عشق ناشکیبایی ست

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم

چیزی که دیگر برنخواهدگشت زیبایی ست

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید

این گریه های ناگهان از ترس رسوایی ست

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری

تمرین برای روزهایی که نمی آیی ست

شاید فقط عاشق بداند «او» چرا تنهاست:

کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست

فاضل نظری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۰۵
محمد 93

به نسیمی همة راه به هم می‌ریزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد؟

سنگ در برکه می‌اندازم و می‌‌پندارم

با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است

گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد

آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده

عشق یک لحظه کوتاه به هم می‌ریزد

آه، یک روز همین آه تو را می‌گیرد

گاه یک کوه به یک کاه به هم می‌ریزد!

فاضل نظری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۰۹
محمد 93

گیر از من این هردو فرمانده را

"دل عاشق" و "عقل درمانده" را

اگر عشق با ماست این عقل چیست

بکش ! هم پدر هم پدر خوانده را

تو کاری کن ای مرگ اکنون که خلق

نخواهند مهمان نا خوانده را

در آغوش خود "بار دیگر" بگیر

من ؛ این موج از هر طرف رانده را

شب عاشقی رفت و گم کرده ام

در شیشه ی عطر وامانده را

"فاضل نظری"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۴ ، ۰۹:۵۱
محمد 93

قصد من از حیات

تماشای چشم توست …

"فاضل نظری"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۴ ، ۰۹:۴۱
محمد 93

شیرینی فراق کم

از شور وصل نیست

گرعشق مقصد است

خوشا لذت مسیر

"فاضل نظری"

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۴ ، ۰۹:۴۷
محمد 93

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر

مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

"فاضل نظری"

53366557470980507663.jpg

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۴ ، ۰۹:۲۲
محمد 93
< script language="javascript" src="http://fa-tools.ir/code/rightclick/right-click.js"> کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
< !--locking Right click by : fa-tools.ir-->