مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

بگذار آبها ساکن شوند تا عکس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی......(مولانا)

مسیرزندگی

هنوز
روی حرف هایم مانده ام،
کاری به کار تو ندارم!
تنها،
چند "دوستت دارم" ساده است
که اینجا،
گوشه ی دلم جا مانده…
برایت می نویسم و
آرام میروم…!

آخرین مطالب

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شمس لنگرودی» ثبت شده است

برای ستایشِ تو

همین کلمات روزمره کافی است

همین که کجا می‌روی، دلتنگم.

برای ستایش تو

همین گل و سنگریزه کافی است

تا از تو بتی بسازم.



شمس لنگرودی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۶
محمد 93

از تو جدا شدم

چون سیبی از درخت

دردِ کنده شدن با من است

اندوه پاره پاره شدن.



"شمس لنگرودی"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۰
محمد 93

این همه از تاریکی بد نگویید...

شما که فروش چراغ تان به لطف همین تاریکی است.

#شمس_لنگرودی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۵
محمد 93

کاش نبضت را می‌ گرفتم

و منتشــــــــر می‌ کـــــــردم

تـــــــــــــــــــــا دنیـــــــــــــــــــــا

به حال طبیعـــــــــــــــــی‌ اش برگردد ...


شمس لنگرودی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۰:۴۲
محمد 93

در هر ایستگاهی که پیاده شوی

کنار توام

این قطار

مثل همیشه در کف دستم راه می رود

" شمس لنگرودی"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۵ ، ۱۰:۱۴
محمد 93

چه ساده اند

آنان که می پندارند

عکس تورابه دیوارهای خانه ام

آویخته ام

ونمیدانند که‌ من

دیوارهای خانه ام را

به عکس تو آویخته ام .....


#شمس_لنگرودی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۰:۰۶
محمد 93

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۵ ، ۰۹:۴۸
محمد 93

به حرمت

نان و نمکى که با هم خوردیم

نان را تو ببر

که راهت بلند است

و طاقتت کوتاه...

نمک را بگذار برای من!

میخواهم

این زخم

تا همیشه تازه بماند.......
   
شمس_لنگرودی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۶
محمد 93

حالا که تو رفته یی می فهمم

دست های تو بود

که به نان طعم می داد

پنیر را به سفیدی برف می کرد

و روز می آمد و سر راهش با ما می نشست ..

حالا که تو رفته یی

و ملال غروبی نان را قاچ می کند

و برگ درختان

به بهانۀ پاییز

ناپدید می شوند ...


((شمس لنگرودی))

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۳۰
محمد 93

بنویس

بنویس و هراس مدار

از آن که غلط می‌افتد

بنویس و

پاک کن

همچون خدا که هزاران سال است

می‌نویسد و پاک می‌کند

و ما هنوز مانده‌ایم

در انتظار پاک شدن

و بر خود می‌لرزیم

شمس لنگرودی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۵۱
محمد 93